کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 31 مرداد ماه ، 1396
 
منوی اصلی

آمار کاربران

سخن حكيمانه

قلب احمق در دهان او

زبان عاقل در قلب او

(امام علی (ع))


مناسبت هفته

حلول ماه رجب ماه رحمت الهی مبارک باد.

 


پیوندهای روزانه

 سایت های اداری

» سازمان آموزش و پرورش فارس

» اداره آموزش و پرورش فسا

 موتورهای جستجوگر

»سایت google

» سایت yahoo

» سایت msn

 سایت های خبری

» خبرگزاری ایسنا

» خبرگزاری ایرنا

» خبرگزاری فارس

 دانشگاههای دولتی

» دانشگاه تهران

» دانشگاه پیام نور

 دانشگاههای آزاد اسلامی

» دانشگاه آزاد شیراز

» دانشگاه آزاد فسا

» دانشگاه آزاد استهبان

» دانشگاه آزاد جهرم

» دانشگاه آزاد داراب

» دانشگاه آزاد اقلید

 ثبت نام و اعلام نتایج کنکور

» سازمان سنجش آموزش کشور

» مرکز آزمون دانشگاه آزاد اسلامی

 سایتهای علمی

» جشنواره جوان خوارزمی

» آرشیو مقالات علمی بین المللی


 
زندگینامه امام محمد تقی ، امام جواد (ع)
zendegiye imam javad



زندگینامه امام محمد تقی ، امام جواد (ع 



  • نام امام نهم : محمّد
  • لقبهای امام نهم : جواد، التقی ـ تقى، منتجب، جواد، و مرتضى
  • کنیه:  كنيه ايشان أبوجعفر بوده است كه به ايشان در زبان اهل حديث أبوجعفر دوم مى گويند، زيرا أبوجعفر اول ،  حضرت امام محمد باقر(عليه السلام) بوده است.
  • نام پدر: علی
  • نام مادر:  خیزران
  • روز ولادت(ه ق): 10 رجب سال 195 ه ق
  • مکان ولادت: مدینه-عربستان سعودی
  • سلاطین زمان تولّد:  محمّد امین
  • مدت امامت : 17 سال
  • مدت عمر : 25 سال
  • زنان و فرزندان حضرت جواد (ع) : زن حضرت جواد (ع ) ام الفضل دختر مأمون بود که امام از او فرزندی نداشت . زوجه ديگر امام ، مشهور به ام ولد و به نام سمانه مغربيه بود که امام  4 پسر و 4 دختر از او داشت . فرزندان امام به نام‏های حضرت ابوالحسن امام علی النقی ( هادی ) ـ ابواحمد موسی مبرقع  ـ  ابواحمد حسين ـ ابوموسی عمران ـ  فاطمه ـ  خديجه ـ  ام کلثوم ـ حکيمه نام برده اند .
  • روز شهادت : 30 ذیقعده سال 220 ه . ق
  • فرمانروایان زمان:  معتصم
  • قاتل امام :  معتصم
  • محل دفن: کاظمین ـ عراق

  نگاهی به زندگانی امام جواد (ع)


امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت . نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقی است . القاب ديگری مانند رضی و متقی نيز داشته ، ولی تقی از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگی آن حضرت ثبت است . امام محمد تقی (ع) هنگام وفات پدر 8 ساله بود .


پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203 هجری ، مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت . مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای  بنی عباس از پيشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعی  کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد . " از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد ، دختر خويش ام‏الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبی  دايمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد .


رنجهای دايمی که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگی  برده است ، در تاريخ معروف است " . از روشهايی که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار مي بست ، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود . مأمون و بعد معتصم عباسی مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند . در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشی را به کار بستند . به خصوص که در آغاز امامت هنوز سنی از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود .


مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتی است الهی ، بستگی به کمی  و زيادی سالهای عمر ندارد . باری ، حضرت جواد (ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غير اسلامی  در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران ، زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و کتابهای زيادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود ، با کمی سن وارد بحثهای علمی گرديد و با سرمايه خدايی امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام ربانی مايه گرفته بود ، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياری  پاسخ گفت . برای نمونه ، يکی از مناظره های  (احتجاجات ) حضرت امام محمد تقی (ع ) را در زير نقل مي کنيم :


 " عياشی در تفسير خود از ذرقان که همنشين و دوست احمد بن ابی دؤاد بود ، نقل مي کند که ذرقان گفت : روزی دوستش ( ابن ابی دؤاد ) از دربار معتصم عباسی  برگشت و بسيار گرفته و پريشان حال به نظر رسيد . گفتم : چه شده است که امروز اين چنين ناراحتی ؟ گفت : در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند علی بن موسی الرضا جريانی پيش آمد که مايه شرمساری و خواری ما گرديد . گفتم : چگونه ؟ گفت :


 سارقی را به حضور خليفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدی کرده بود . خليفه طريقه اجرای حد و قصاص را پرسيد . عده ای از فقها حاضر بودند ، خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر کردند ، و محمد بن علی الرضا را هم خواست . خليفه از ما پرسيد : حد اسلامی چگونه بايد جاری شود ؟


من گفتم : از مچ دست بايد قطع گردد . خليفه گفت : به چه دليل ؟ گفتم : به دليل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است ، و در قرآن کريم در آيه تيمم آمده است : فامسحوا بوجوهکم و ايديکم . بسياری از فقيهان حاضر در جلسه گفته مرا تصديق کردند . يک دسته از علماء گفتند : بايد دست را از مرفق بريد . خليفه پرسيد : به چه دليل ؟ گفتند : به دليل آيه وضو که در قرآن کريم آمده است : ... و ايديکم الی  المرافق . و اين آيه نشان مي دهد که دست دزد را بايد از مرفق بريد . دسته ديگر گفتند : دست را از شانه بايد بريد چون دست شامل تمام اين اجزاء مي شود . و چون بحث و اختلاف پيش آمد ، خليفه روی  به حضرت ابوجعفر محمد بن علی  کرد و گفت :


يا اباجعفر ، شما در اين مسأله چه مي گوييد ؟ آن حضرت فرمود : علمای شما در اين باره سخن گفتند . من را از بيان مطلب معذور بدار . خليفه گفت : به خدا سوگند که شما هم بايد نظر خود را بيان کنيد . حضرت جواد فرمود : اکنون که من را سوگند مي دهی  پاسخ آن را مي گويم . اين مطالبی که علمای اهل سنت درباره حد دزدی بيان کردند خطاست . حد صحيح اسلامی  آن است که بايد انگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع کرد . خليفه پرسيد : چرا ؟ امام (ع ) فرمود : زيرا رسول الله (ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت عضو از بدن انجام شود : پيشانی ، دو کف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهام پا ، و اگر دست را از شانه يا مرفق يا مچ قطع کنند برای سجده حق تعالی محلی  باقی نمي ماند ، و در قرآن کريم آمده است " و ان المساجد لله ... " سجده گاه ها از آن خداست ، پس کسی نبايد آنها را ببرد .


معتصم از اين حکم الهی و منطقی بسيار مسرور شد ، و آن را تصديق کرد و امر نمود انگشتان دزد را برابر حکم حضرت جواد (ع) قطع کردند . ذرقان مي گويد : ابن ابی دؤاد سخت پريشان شده بود ، که چرا نظر او در محضر خليفه رد شده است . سه روز پس از اين جريان نزد معتصم رفت و گفت : يا اميرالمؤمنين ، آمده ام تو را نصيحتی کنم و اين نصحيت را به شکرانه محبتی که نسبت به ما داری مي گويم . معتصم گفت : بگو .


ابن ابی دؤاد گفت : وقتی مجلسی از فقها و علما تشکيل مي دهی تا يک مسأله يا مسائلی را در آنجا مطرح کنی ، همه بزرگان کشوری  و لشکری حاضر هستند ، حتی  خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهايی  که در حضور تو مي شود هستند ، و چون مي بينند که رأی علمای بزرگ تو در برابر رأی محمد بن علی الجواد ارزشی ندارد ، کم کم مردم به آن حضرت توجه مي کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علی منتقل مي گردد ، و پايه های قدرت و شوکت تو متزلزل مي‏گردد .


اين بدگويی و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز در صدد برآمد اين مشعل نورانی و اين سرچشمه دانش و فضيلت را خاموش سازد . اين روش را قبل از معتصم ، مامون نيز در مورد حضرت جوادالأئمه (ع ) به کار مي برد ، چنانکه در آغاز امامت امام نهم ، مأمون دوباره دست به تشکيل مجالس مناظره زد و از جمله از يحيی بن اکثم که قاضی بزرگ دربار وی بود ، خواست تا از امام (ع ) پرسشهايی کند ، شايد بتواند از اين راه به موقعيت امام (ع ) ضربتی وارد کند . اما نشد ، و اما از همه اين مناظرات سربلند درآمد . روزی از آنجا که " يحيی بن اکثم " به اشاره مأمون مي خواست پرسشهای خود را مطرح سازد مأمون نيز موافقت کرد ، و امام جواد (ع ) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر کرد .


مأمون نسبت به حضرت امام محمد تقی (ع ) احترام بسيار کرد و آنگاه از يحيی خواست آنچه مي خواهد بپرسد . يحيی که پيرمردی  سالمند بود ، پس از اجازه مأمون و حضرت جواد (ع ) گفت : اجازه مي فرمايی  مسأله ای از فقه بپرسم ؟ حضرت جواد فرمود : آنچه دلت مي خواهد بپرس . يحيی بن اکثم پرسيد : اگر کسی در حال احرام قتل صيد کرد چه بايد بکند ؟ حضرت جواد (ع ) فرمود : آيا قاتل صيد محل بوده يا محرم ؟ عالم بوده يا جاهل ؟ به عمد صيد کرده يا خطا ؟ محرم آزاد بوده يا بنده ؟ صغير بوده يا کبير ؟ اول قتل او بوده يا صياد بوده و کارش صيد بوده ؟ آيا حيوانی را که کشته است صيد تمام بوده يا بچه صيد ؟ آيا در اين قتل پشيمان شده يا نه ؟ آيا اين عمل در شب بوده يا روز ؟ احرام محرم برای عمره بوده يا احرام حج ؟


يحيی دچار حيرت عجيبی شد . نمي دانست چگونه جواب گويد . سر به زير انداخت و عرق خجالت بر سر و رويش نشست . درباريان به يکديگر نگاه مي کردند . مأمون نيز که سخت آشفته حال شده بود در ميان سکوتی  که بر مجلس حکمفرما بود ، روی به بنی  عباس و اطرافيان کرد و گفت : ديديد و ابوجعفر محمد بن علی الرضا را شناختيد ؟ سپس بحث را تغيير داد تا از حيرت حاضران بکاهد . باری ، موقعيت امام جواد (ع ) پس از اين مناظرات بيشتر استوار شد .


امام جواد (ع ) در مدت 17سال دوران امامت به نشر و تعليم حقايق اسلام پرداخت ، و شاگردان و اصحاب برجسته ای داشت که : هر يک خود قله ای بودند از قله های فرهنگ و معارف اسلامی مانند : ابن ابی عمير بغدادی ، ابوجعفر محمد بن سنان زاهری ، احمد بن ابی نصر بزنطی کوفی ، ابوتمام حبيب اوس طائی ـ شاعر شيعی  مشهور ـ ابوالحسن علی بن مهزيار اهوازی و فضل بن شاذان نيشابوری که در قرن سوم هجری مي زيسته اند . اينان نيز ( همچنانکه امام بزرگوارشان هميشه تحت نظر بود ) هر کدام به گونه ای مورد تعقيب و گرفتاری بودند .

فضل بن شاذان را از نيشابور بيرون کردند . عبدالله بن طاهر چنين کرد و سپس کتب او را تفتيش کرد و چون مطالب آن کتابها را درباره توحيد و ... به او گفتند قانع نشد و گفت مي‏خواهم عقيده سياسی او را نيز بدانم . ابوتمام شاعر نيز از اين امر بي بهره نبود ، اميرانی که خود اهل شعر و ادب بودند حاضر نبودند شعر او را که بهترين شاعر آن روزگار بود ، چنانکه در تاريخ ادبيات عرب و اسلام معروف است بشنوند و نسخه از آن داشته باشند .

اگر کسی شعر او را برای آنان ، بدون اطلاع قبلی ، مي نوشت و آنان از شعر لذت مي بردند و آن را مي پسنديدند ، همين که آگاه مي شدند که از ابوتمام است يعنی شاعر شيعی معتقد به امام جواد (ع ) و مروج آن مرام ، دستور مي دادند که آن نوشته را پاره کنند . ابن ابی عمير ، عالم فقه مورد اعتماد بزرگ نيز در زمان هارون و مأمون ، محنتهای بسيار ديد ، او را سالها زندانی کردند ، تازيانه ها زدند . کتابهای او را که مأخذ عمده علم دين بود ، گرفتند و باعث تلف شدن آن شدند و ... بدين سان دستگاه جبار عباسی  با هواخواهان علم و فضيلت رفتار مي کرد و چه ظالمانه !

روایان احادیث امام جوادعلیه السلام ، تنها در محدثان شیعه خلاصه نمى‏شوند ، بلكه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقى از اسلام را از آن حضرت نقل كرده‏اند. به عنوان نمونه «خطیب بغدادى‏» احادیثى با سند خود ازآن حضرت نقل كرده است. هم چنین حافظ «عبد العزیز بن اخضر جنابذى‏» در كتاب «معالم العترة الطاهرة‏» و مؤلفانى نیز مانند: ابو بكر احمد بن ثابت ، ابواسحاق ثعلبى، و محمد بن مندة بن مهربذ در كتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتى از آن حضرت نقل كرده‏اند.

 

برخی از فضائل و مناقب امام جواد (ع)

مرحوم مجلسى در بحارالانوار ج 50 ص 91 داستانى را از كتاب كشف الغمّه اربلى (ره) نقل كرده است كه ترجمه آن چنين است.

ايشان از شخصى به نام محمد بن طلحه نقل مى كند كه گفت : بعد از شهادت امام رضا(عليه السلام) مأمون به بغداد آمده بود، اتفاقاً روزى به شكار مى رفت، از كوچه ها كه مى گذشت افراد به كنارى مى رفتند و راه را باز مى كردند، اتفاقاً در يكى از كوچه ها نوجوانان ايستاده بودند كه كاروان مأمون آمدند، همه آنها با شتاب گريختند جز امام جواد(عليه السلام) كه در آن هنگام سن ايشان در حدود يازده ساله بود.

مأمون نزديك آن حضرت آمد و پرسيد : چرا وقتى بچه ها رفتند تو نرفتى؟ آن حضرت بلافاصله فرمود : نه كوچه تنگ بود كه من با رفتن خود راه تو را باز كنم ، و نه كار خلافى مرتكب شده بودم كه از تو بترسم ، و گمان نمى كنم تو بدون سبب بى گناهى را بيازارى.

مأمون را از كلام آن حضرت خوش آمد و از او پرسيد : اسم تو چيست؟ فرمود: محمد. دوباره پرسيد : فرزند كه هستى؟ فرمود : من فرزند على بن موسى الرضا هستم.

منقبت ديگرى كه بايد جزء كرامات آن حضرت شمرده شود چيزى است كه مرحوم مجلسى(ره) در بحار از ارشاد شيخ مفيد(قدس سره) نقل كرده است. و آن اين كه وقتى حضرت جواد(عليه السلام) از بغداد به طرف مدينه مى رفتند به دروازه كوفه رسيدند، عده زيادى از مردم هم براى بدرقه آن حضرت آمده بودند، نزديك غروب آفتاب به محلى رسيدند و از مركب فرود آمده و داخل مسجد شدند، و در صحن مسجد درخت سدرى بود كه ميوه نمى داد، حضرت امام جواد(عليه السلام) كوزه آبى خواست و سپس پاى درخت با آن آب وضو گرفتند.

نماز مغرب را با مردم خواندند، در ركعت اول سوره حمد و إذا جاء نصرالله، و در ركعت دوم حمد و قل هوالله احد، و پس از نماز نوافل را خوانده و دو سجده شكر بجاى آورده و از مسجد خارج شدند.

وقتى حضرت در صحن مسجد به درخت سدر رسيدند مردم نگاه كردند و ديدند كه درخت بارآور شده و ميوه تازه داده است، مردم از آن ميوه ها تناول كردند و آن را شيرين و گوارا يافتند.

لازم به ذكر است كه فضائل امامان معصوم و از جمله حضرت جواد الائمه(عليه السلام) بقدرى زياد است كه احصاء آن مشكل است و آنچه در اين مناسبتها ذكر مى شود به عنوان نمونه و مثال است. و اين نكته را نيز بايد توجه داشته باشيم كه فضائل بزرگى همچون علم فراوان، بندگى تام و تمام خداوند، سجاياى برگزيده اخلاقى، و امثال اينها است كه امامام معصوم را سرآمد همه انسانهاى شريف و بزرگوار قرار داده است.

 

 شهادت حضرت جواد (ع) :

اين نوگل باغ ولايت و عصمت ، گر چه کوتاه عمر بود ، ولی رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت . آثار فکری و رواياتی  که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی  که از آن حضرت بر جای مانده ، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است .

دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است . معتصم عباسی از حضرت جواد (ع ) دعوت کرد که از مدينه به بغداد بيايد . امام جواد در ماه محرم سال 220هجری به بغداد وارد شد . معتصم که عموی ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر همچنان که اشاره کرديم ، اين انديشه شوم بود که مبادا خلافت از بنی عباس به علويان منتقل شود . از اين جهت ، درصدد تحريک ام الفضل برآمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستی ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی الجواد ، مادر علی هادی فرزند خود را بر تو رجحان مي نهد .

اين دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل چنان که روش زنان نازاست تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريک و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد . آنگاه اين دو فرد جنايتکار سمی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روی  دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند .

ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف کرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار کرد . امام جواد،  مقداری از آن انگور را تناول فرمود . چيزی  نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدی بر آن حضرت عارض گشت .

ام الفضل سيه کار با ديدن آن حالت دردناک در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيمانی  سودی نداشت . حضرت جواد (ع) فرمود : چرا گريه مي کنی ؟ اکنون که مرا کشتی گريه تو سودی ندارد . بدان که خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردی مبتلا کند و به روزگاری بيفتی  که نتوانی از آن نجات بيابی .

امام نهم (ع) در آخر ماه ذيقعده سال 220هجری قمری به سرای جاويدان شتافت . قبر مطهرش در کاظميه يا کاظمين است که زيارتگاه شيعيان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام است .

 

سخنان امام جواد (ع)

  • مؤمن نیاز دارد به توفیقى از جانب خدا، و به پندگویى از سوى خودش، و به پذیرش از كسى كه او را نصیحت كند.
  • افزونى نعمت از جانب خدا بریده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بریده شود.
  • از همنشینی با انسان بد بپرهیز که او همانند شمشیر بدون غلاف است؛ منظره‌اش نیکو و زیبا، ولی اثر و نتیجه‌اش زشت و نازیباست.
  • برای اثبات خیانت شخص، همین کافی است که او امین اشخاص خیانتکار باشد.
  • حرکت به سوی خدا: حرکت کردن به سوی خداوند با دل، شخص را بهتر، سریعتر و مطمئن‌تر به خداوند می رساند، نسبت به اطاعت و عبادتش با سایر اعضاء و جوارح.
  • هر کس از هوای خویش اطاعت کند، آرزوی دشمن خویش را بر آورده کرده است.
  • اعتماد به خداوند متعال، بهای هر چیز گرانبها و نردبانی برای رسیدن به هر چیز بلند مرتبه ای است.
  • عزت مومن در بی‌نیازی او از مردم است.
  • این گونه مباش که در آشکارا دوست خدا و در پنهان دشمن خدا باشی.
  • هر کس در راه خدا و فقط به خاطر او از برادری استفاده کند، از خانه ای در بهشت استفاده کرده است.
  • جان‌ها و اموال ما از بخشش‌های خداوندی و از امانت‌های اوست. تا زمانی که از آنها بهره مند شویم مایه خوشی و شادی است و زمانی که آن را از ما بگیرند و محروم شویم، برایمان مایه اجر و ثواب است. پس هر کس بی تابی‌اش بر صبرش غالب گردد اجرش ضایع شده است، و ما از آن به خداوند پناه می‌بریم.
  • به تاخیر انداختن توبه، فریب خوردن است؛ کارها را به آینده موکول ساختن سرگردانی است؛ عذرتراشی در برابر خدا نابودی است؛ اصرار بر گناه آسودگی از مکر خداست و جز زیانکاران از مکر خدا آسوده نیستند.
  • هر کس گوش دل به کسی دهد او را پرستیده است . اگر گوینده از طرف خداست ، او خدا را پرستیده است و اگر گوینده از زبان ابلیس سخن می‌گوید، شیطان را پرستیده است.


منابع :









کلمات کليدي : زندگینامه امام محمد تقی ، امام جواد (ع)
www.fasa1.ir

© کپی رایت توسط : پژوهش سرای پروفسور نظامی فسا (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 10 آذر ماه ، 1387 (1964 مشاهده)

[ بازگشت ]
صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

سامانه الکترونیکی پژوهش سرای دانش آموزی پروفسور نظامی فسا


 


 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir